مدمکس: جاده خشم( Mad Max: Fury Road)

Mad Max: Fury Road
نویسنده: میلاد حاتمی
فیلم برداشتی است( و نه دنباله ای) از سری فیلم های مدمکس با بازی مل گیبسون که در اواخر دهه ی 80 و دهه ی 90 مورد توجه بود. فیلم های قبلی هم همین داستان را دنبال می کردند و فیلم مولفه های ثابت زیادی دارد. تخیلی از زمین که در آینده به خشکسالی رسیده و حالا آب قدرت اصلی است و سوخت و اسلحه هم در رتبه های بعدی مورد توجه و عامل قدرت هستند و در این زمان مردی که زن و بچه ی خود را از دست داده که در واقع در قسمت های قبلی دیده ایم که توسط شروران جاده ای کشته شده اند و حالا مکس خود را مقصر می داند و این فشار روحی او را به یک لشکر دیوانه تبدیل کرده است! مردی که به گفته ی خودش از دست مرده ها و زنده ها در گریز است؛ مردی که فقط غریزه ی بقا برایش باقی مانده است. المان ها و حال و هوای فیلم و رنگ غالب در صحنه ها و حتی مصلحی که بعد از برقراری عدالت به راه خود می رود، همه و همه این فیلم را بیش از هر گونه ی دیگری به ژانر وسترن نزدیک کرده است!
تام هاردی و چارلیز ترون در نقش های اصلی فیلم خوب ظاهر شده اند، هرچند که تام هاردی هرگز در اجرای حتی تقلید مل گیبسون در این نقش موفق نبوده است؛ مل گیبسون کاراکتری عادی داشت که او را تبدیل به قهرمانی باورپذیر می کرد. جرج میلر کارگردان فیلم( که اقبال این فیلم باعث شده به دنباله ای دیگر نیز بپردازد) و هیو کیِس بایرن در نقش ایمورتان جو( البته تنها در نسخه ی اول آن به سال 1979 ظاهر شده بود) بازماندگان مهم دنباله های قبلی مد مکس هستند.
فیلمنامه به ظاهر ساده ی مدمکس: جاده خشم حاوی نکته های مکتوم فلسفی بسیاری است؛ حرکت امیدوارانه کاروان فراری به سمت شرق سبز و دوباره بازگشت به ریشه ی اصلی؛ نوع حکومت ایمورتان جو و وعده ی او به سپاهیانش که بهشت و تناسخی دگر باره در شکلی بهتر در صورت داشتن مرگ فداکارانه( چون آئین کاستی هندوها و یا فرهنگ تروریستی) خواهند داشت از جمله کنایه های عمیق فلسفی فیلم به شمار می آیند.
پایان
ستون پنجره روزنامه جام جم؛ 8/ شهریور/ 1394
لینک مطلب: http://jamejamonline.ir/online/2074215197521554898